سی اصل کلیدی در تصمیم گیری (بخش دوم)

توسط Mukhtar 18/03/2015 در 2:48 ب.ظ

چند اصل در موضوع قبلی برای شما ارائه گردید اینبار به پنج اصل دیگر آن می پر دازیم.

اصل ششم:  شیوه تصمیم گیری خود را بشناسید.

باید روش تصمیم گیری مورد علاقه ی خود را بشناسید. بدیهی است که شما همیشه به یک سبک تصمیم گیری نمی کنید. بلکه احتمالاً با توجه به موضوع و نوع تصمیم گیری خود و شیوه خاصی را انتخاب می کنید. تشخیص شیوه تصمیم گیری خود و شیوه تصمیم گیری دیگران که با شما در ارتباط هستند فرصتی فراهم می کند تا بتونید راه های مختلف نگاه به یک مسٔله واحد را بشناسید و تصمیم های خود را بهبود دهید. علاوه بر این که باید سبک تصمیم گیری خود را بشناسید لازم است سبک تصمیم گیری سایر انسان هایی که در اطراف شما قرار دارند را هم بشناسید.

اصل هفتم: از تصمیم گیری های دیگران درس بگیرید

اشتباهات بزرگی که در عرصه های سیاست، جنگ و کسب کار اتفاق افتاده را مرور کنید. خصوصاً برای مدیران بررسی مطالعات موردی پیشنهاد می شود. بیلF گیتس ۳ و وارن بافت F4 چگونه موفق و ثروتمند شدند؟ تصمیم گیری های مهم دیگران را مطالعه و بررسی کنید و ببینید چه عواملی در موفقیت با شکست آن ها نقش  داشته اند. فرصت یاد گیری شما به اندازه ی تصمیمات اشتباهی است که در زندگی می گیرید. پس سعی کنید با بررسی و مشاهده اشتباهات دیگران فرصت یاد گیری بشتری به دست آورید. مطالعات موردی و شبیه سازی شرایط واقعی می تواند به شما کمک کند تا تصمیم گیری را تمرین کنید و بدون نگرانی از عواقب منفی تصمیم ها به اتخاذ تصمیم بپردازید.

اصل هشتم: برای بدترین شرایط هم فکری بکنید.

ارنست شکلتون و رابرت اسکات هر دو به قطب جنوب مسافرت کردند. در سال ۱۹۰۹ شکلتون به فاصله ی ۹۷ مایلی قطب جنوب رسید. او اگر ۹۷ مایل دیگر به جلو حرکت می کرد نخستین انسانی می شد که به قطب جنوب پا گذاشته بود. او می توانیست به قطب جنوب برسد اما از سوی دیگر مطمین نبود که بتواند تیم خود را سلامت باز گرداند. او تصمیمی بسیار دردناک و دشوار گرفت. او و تمام تیمش از همان نقطه باز گشتند و سالم به خانه های خود رفتند. اسکات در سال ۱۹۱۲ درست سه سال پس از شکلتون در همان نقطه قرار گرفت. اما اسکات تصمیم گرفت که به سمت قطب حرکت کند. به دلیل مشکلاتی که در سیستم های کشنده ی مکانیکی آن ها به وجود آمد مجبور شدند  تا سورتمه ها را با دست بکشند. آنها به قطب رسیدند اما تمام گروه در مسیر باز گشت از قطب گم شدند. چگونه باید مسیری را برای عقب نشینی باز گذارد؟ قبل از هر چیز به تصمیم خود توجه کنید و سعی کنید حدس بزنید که در چه شرایطی تصمیم شما به شکست مواجه خواهد شد و روش را برای عقب نشینی ایجاد کنید. یک روش برای ایجاد مسیر عقب نشینی در نظر گرفتن حاشیه اطمینان در تصمیم گیری است.  در نظر گرفتن این حاشیه اطمینان کمک می کند تا در شرایط بحرانی زودتر به شرایط عادی باز گردیم. در هنگام تصمیم گیری همیشه از خود ببپرسید که چه چیز های ممکن است درست از آب در نیاید؟

اصل نهم: دام های تصمیم گیری را بشناسید.

برخی اشتباه ها در تصمیم گیری بین اکثر ما انسان ها مشترک هستند. ادوارد روسو و پل شومیکر در کتاب مشهور خود تحت عنوان دام های تصمیم گیری دام های مهم در مسیر تصمیم گیری را فهرست کرده اند.

  • عدم بررسی و ارزیابی فرایند تصمیم گیری.
  • عدم توجه به نتایج تصمیم گیری های قبلی و نداشتن یادگیری.
  • تفسیر نادرست از نتایج تصمیمات گذشته.
  • عکس العمل شدید نشان دادن به جای استفاده از روش های ساختارمند.
  • اعتماد بیش از حد به قضاوت های شهودی و انواع میانبر های ذهنی.
  • اعتماد به نفس بیش از حد در مورد توانای قضاوت خود.
  • بکوشید دام های موجود در مسیر تفکر خود را بشناسید.

اصل دهم: از دست دادن و به دست آوردن

اجتناب از باخت به این معنی است که ما آن چه داریم و می خواهیم از دست دهیم را بسیار ارزشمند تر از آن چه نداریم و به دست خواهیم آورد ارزیابی کنیم. این قاعده همیشه درست است حتی اگر در مورد چیزی کم ارزش مثل یک پیاله سفالی باشد. در یک مطالعه ای به تیمی از شرکت کنندگان یک پیاله هدیه داده شد و از آنها خواستند این پیاله را به گروهی که پیاله ندارند بفروشند. آن پیاله چیزی عجیبی نبود. یک پیاله معمولی که از دکان ای در همان نزدیکی خریداری شده بود. از کسانی که صاحب پیاله بودند خواسته شد که قیمت پیشنهادی خود را بیان کنند. همینطور از کسانی که پیاله نداشتند پرسیده شد که به چه قیمتی جاضرند آنرا بخرند. به دلیل اجتناب از حس از دست دادن کسانی که صاحب پیاله بودند قیمتی بسیار بالاتر از کسانی که می خواستند پیاله را بخرند پیشنهاد دادند. یک ضرب المثل قدیمی که می گوید: یک پرنده در دست بهتر از دو پرنده روی درخت است. اما ظاهرا این آزمون نشان داد که نسبت واقعی از این هم بالاتر است. در اغلب تصمیم گیری ها ما با بک بده بستان روبرو هستیم و قانون مذکور بر آن حاکم است. ما آن چه داریم و می خواهیم از دست دهیم را بسیار ارزشمندتر از آن چه نداریم و به دست خواهیم آورد ارزیابی میکنیم.

 ادامه دارد…

پاسخی بگذارید